نگارین

نگارینا دل و جانم تو داری

نگارین

نگارینا دل و جانم تو داری

چرتکه

دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ ق.ظ


گاهی از لابلای لحظه های روزمره، چیزی در سرم به رزنانس در می آید و مرا می برد به گذشته. گذشته ای که خیلی وقت ها شیرین است و گاه هم تلخ. اگر شیرین است که خوب. اما گاهی خاطرات خوبی نیست. مرا به فکر فرو می برد که چرا فلانی آن روز چنین گفت، چرا آن گونه برخورد کرد. مگر بهمانی ارزش مرا نمی داند؟؟ فلانی که ازش انتظار نداشتم حق مرا خورد و به روی خودش هم نیاورد.و زنجیره ای از این افکار گاه منصفانه و گاه هم غیر منصفانه.قلبم واقعا به درد می آید.بعد به خودم می آیم. اول از همه سعی میکنم خودم را جای آن ها بگذارم و موقعبت را ازدید آن ها نگاه کنم. بعد هم فکر میکنم چه ارزشی دارد که خودم را درگیر این موضوعات کنم. این چرتکه انداختن ها چه مشکلی دوا می کند. می توانم به جای این که روحم را با این چیز ها کدر کنم، سعی کنم ببخشم و فراموش کنم و لحظه های تکرار نشدنی زندگی را با موضوع زیباتر و پاک تری پر کنم.این جاست که دلم آرام می شود و راحت می شوم. ای کاش بتوانیم آن قدر قوی باشیم که تمام لحظه های زندگی مان را با آن چیزی که ارزشش را دارد پر کنیم. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۷
نگارین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی